محمدحسين ناصر الشريعه

301

تاريخ قم ( فارسى )

مشتركات گفته است كه او شيخ طايفه و فقيه ايشان است . « 1 » محمد بن احمد بن على بن الحسن « 2 » بن شاذان قمى ، مرد فاضل جليل القدرى است . او را كتبى است از جمله كتاب مناقب امير المؤمنين عليه السّلام كه يكصد منقبت از طرق عامه در آن روايت كرده است . روايت مىكند از او شيخ كراجكى ، چنان‌كه روايت مىكند صاحب ترجمه از محمد بن بابويه . محمد بن احمد بن يحيى بن عمران بن عبد اللّه بن سعد بن مالك اشعرى قمى ، كنيت وى ابو جعفر است . شيخ نجاشى و علامه گفته‌اند كه او از ثقات است جز اين كه اصحاب ما گفته‌اند او از ضعفاء روايت مىكرده و بر مراسيل اعتماد داشته و وى را در اخذ حديث از هركه باشد باك نبوده ، و ليكن ساحت خود او فى نفسه از هر طعنى مبراست . محمد بن حسن بن وليد استثناء مىكرده از روايت او جماعتى را ، و مواضع استثناء هم در كتب رجال مذكور است . شيخ و علامه زياده بر وثاقت ، او را به جلالت قدر و كثرت روايت وصف كرده‌اند ، و نجاشى گفته است : او كتاب‌ها تصنيف كرده ، از جملهء آنها كتاب « نوادر الحكمه » است ، كه كتابى نيكو است . قميين آن كتاب را دبّه شبيب مىخوانده‌اند ، و در وجه تسميهء آن گفته‌اند كه شبيب در شهر قم مردى سيرفروش بوده و دبّه‌اى داشته كه داراى خانه‌هاى متعدد بوده ، هركس هرگونه روغنى مىخواسته از آن دبة مهّم وى را كفايت مىكرده ، اين كتاب نيز چون مشتمل بر فوائد گوناگون و جامع علوم و فنون بوده كافهء طالبين علم و فضل به اصنافهم از آن مستفيض و بهره‌مند مىشدند . و از جمله كتاب‌هاى او است ، كتاب الملاحم ، كتاب الطب ، كتاب مقتل الحسين عليه السّلام ، كتاب الامامه ، كتاب المزار . در كتاب مشتركات نيز او را به وثاقت مسلّمه ستوده است . « 3 » محمد بن اورمه قمى ، كنيهء وى ابو جعفر است . نجاشى مىگويد : قميين او را به غلوّ در مذهب رمى كرده‌اند تا جايى كه خواستند او را پنهانى به قتل رسانند ، ولى او را يافتند كه در تمامى شب به نماز و عبادت اشتغال دارد ، لهذا از آن اراده منصرف شدند ، و از جماعتى از شيوخ قميين ، از محمد بن حسن بن وليد نقل كرده كه او گفته است : آنچه از روايات كتاب‌هاى محمد بن اورمه در كتاب‌هاى حسين بن سعيد و غير او يافت شود معتبر و معتمد

--> ( 1 ) - [ شرح‌حال هر سه را در جلد چهارم « مفاخر اسلام » نگاشته‌ايم . ] ( 2 ) - حسين خ - ل ( مؤلف ) ( 3 ) - [ شرح‌حال او را نيز در جلد دوم « مفاخر اسلام » نگاشته‌ايم . ]